فلوت!

آقا راستش نمی‌دانم شما هم به خاطر دارید یا نه؟
دروغ چرا؟ ما که سن‌مان مثل عقل‌مان به آنجاها نمی‌رسد، ولی اینطور که هم‌ولایتی ما تعریف می‌کرد پنداری قدیم ندیم‌ها در رادیول، مسابقه‌ای برنامه‌ای بوده به اسم بیست سوالی.
اینطور که می‌گویند از قرار اسم کسی، چیزی یا جایی را در نظر می‌گرفته‌اند و آن بنده خدایی که آمده برنده شود با بیست سوال باید جواب درست را می‌گفته و جایزه را می‌گرفته می‌رفته پی کارش.
ما خودمان البت نشنیده‌ایم، ولی این هم‌ولایتی ما می‌گوید به دو گوش خودش شنیده در یکی از این مسابقات، آن بنده خدا بعد از اینکه کلی سوال کرده: جامد است؟ منقول است؟ در ضمن پرسیده: در جیب هم جا می‌گیرد؟
مجری برنامه گفته: بله جا می‌گیرد ولی سرش می‌زند بیرون!
آقا ببخشید! بلانسبت شما که می‌شنوید، گویا سوال مسابقه «فلوت» بوده که کمی دراز است و حکما سرش از جیب آدم می‌زند بیرون!
حالا این که می‌گویم، نقل ماست و آنچه که شما زمانی با اچ دی ال زرد قناری برایمان فرستادید. برنامه‌های بازپخشی را می‌گویم آقا که قرار بود در دورۀ بهاره در برنامه‌ها تخس‌شان کنیم. خاطرتان که هست؟
عرضم به حضور شما آقا که طول و درازی این برنامه‌ها طوری بلند بود که حالا در آخرین هفته از پایان دورۀ بهاره می‌بینیم کمی از سرش مثل آن فلوت که نقلش را کردیم زده بیرون!
یعنی آقا به این سوی چراغ قسم خودمان را کُشتیم که تمامش را در همین دوره جا بدهیم، ولی دور از جناب، حکایت آن گنجشکک اشی‌مشی بود و همان مناری که می‌دانید. باور کنید هر چه کردیم جا نگرفت و نشد.
مانده بودیم چه کنیم؟ چه نکنیم؟ که این هم‌ولایتی ما ـ خدا عمرش بدهد ـ به دادمان رسید. گفت: بردار عریضه‌ای همراه با نقل آن فلوت برای خود آقا بنویس و یک جایزه هم برای اینکه اگر جواب درست داد برایشان در نظر بگیر!
دیدیم آقا مشکل دو تا شد. اول اینکه با سر آن فلوت که زده بیرون چه کنیم؟ و بعد اینکه جایزۀ شما ـ اگر جواب درست دادید ـ چه باشد؟
. . .

۱ دیدگاه »

  1. کرگدن گفت:

    برای چنين مشکلی دو راه حل وجود دارد:
    اول آن که اره بياوريد و به طرفة‌العينی، سر فلوت مربوطه را ببريد؛ به نحوی که جايش هم نماند.
    دوم اين که پارچه‌ای بيابيد و به خياطی بدهيد تا به دست هنرمندش، جيب مربوطه را اندکی گشادتر و درازتر گرداند.
    البت که در اين هر دو، معايبی نيز هست. چه، فلوت سربريده ديگر نمی‌نوازد و جيب دراز شده، بدجوری توی ذوق می‌زند و استبعادی ندارد که به سبب همين درازشدگی‌اش، آدمی را دراز کنند.
    پس بهتر آن که موکولش کنيد به بعد يا که خود را بزنيد به آن راه و بگوييد که همه را پخش نموده‌ايد و هر آن چه پخش نشده، يقيناً از سرمای اين ديار، به ملکوت فنا پيوسته از حيز انتفاع، ساقط گرديده است.
    و همانا که خداوند با ماستمال‌کنندگان است …


{ RSS feed for comments on this post} · { آدرس دنبالک }

یک نظر بنویسید